تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد

تا شقایق هست زندگی باید کرد

متنوع

غم

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 12:44  توسط نوشین  | 

عکسهای جالب

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 21:51  توسط نوشین  | 

عشق واقعی

عشق واقعی :

 

پرفسور کورت پترواین در کتابی عشق رو از دیدگاه خودش اینگونه تفسیر کرده که بد نیست بخونیم :

 

·        عشق مهمانی مؤدب است؛ ورودش را با ضربه های قلب اعلام می کند.

 

·        عشق واقعی حسادت نمی شناسد.

 

·        عشق واقعی هرگز نمی تواند به نفرت تبدیل شود.

 

·        بهترین ملاک برای شناخت میزان عشق دو نفر به یکدیگر این است که

         تصویر پیرشدن آنها در کنار یکدیگر هردو را خوشحال کند.

 

·        عشق واقعی هرگز کور نیست ، چراکه واقعیت وجود دیگری را می بیند.

 

·        عشق تنها چیزی است که با بخشیدن رشد می کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:11  توسط نوشین  | 

love

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:9  توسط نوشین  | 

باز ای الهه ناز با دل من بساز

کین غم جانگداز برود زبرم

گر دل من نیاسود از گناه تو بود

بیا تا ز سر گنهت گذرم

باز میکنم دست یاری به سویت دراز

بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم

گر نکند تیر خشمت دلم را هدف

به خدا همچون مرغ پر شور و شعف

به سویت بپرم....

آنکه او ز غمت دل بندد جز من کیست

ناز تو بیش از این بهر چیست

تو الهه نازی در بزمم نشین

من تو را وفا دارم بیا که جز این

نباشد هنرم....

این همه بی وفایی ندارد ثمر

به خدا اگر از من نگیری خبر

نیابی اثرم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:8  توسط نوشین  | 

شقایق گل همیشه عاشق

 

این چند بیت رو با دقت بخونید :

شقایق گفت :
با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم

گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت

شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری
به جان دلبرش افتاده بود اما

طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد

ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند

شود مرهم
برای دلبرش آندم شفا یابد

چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه
به روی من

بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد

و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها

تشکر از خدا می کرد
پس از چندی

هوا چون کورۀ آتش، زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست

به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

برای دلبرم هرگز دوایی نیست
و از این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!

نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست اوبودم

و حالامن تمام هست او بودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

که ناگه

روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد آنگه

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه

صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

به من می داد و بر لب های او فریاد
"بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی
بمان ای گل"
ومن ماندم

نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی

و نام من شقایق شد
گل پیوسته عاشق شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:7  توسط نوشین  | 

مامان
- بعله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام ...
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شير مي خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جيش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ مي خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانيا مي خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس مي خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسي مي خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست مي خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من يه خط موبايل مي خوام با گوشي سوني
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من يه مهموني باحال مي خوام
- باشه عزيزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن مي خوام
- باشه عزيز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من ديگه زن نمي خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بعله
- من کوفته تبريزي مي خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل مي خوام
- بيا عزيزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چي مي خواي عزيزم
- تو رو مي خوام .. خيلي
- ...


***

- بابا
- بعله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شير مي خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشين کوکي هاي قرمز مي خوام
- آروم بگير بچه
- بابا
- اههههه
- من پول مي خوام
- چي ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو مي بري پارک ؟
- من ماشينمو نمي برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن مي خوام
- اي بچه پررو .. دهنت بو شير مي ده هنوز
- بابا
- ....
- من جيش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمي خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصير تو بود که من به دنيا اومدم يا مامان
- تقصير عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من يه اتاق شخصي مي خوام
- بشين بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داري
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- ديگه چته ؟
- من مامانمو مي خوام
          
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 17:5  توسط نوشین  | 

تست هوش

تست هوش ............( هوش خودتون رو در 1 دقیقه بسنجید)

باید پس از خواندن سؤال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.

» برای مشاهده سوالات روی ادامه مطلب كلیك كنید..

1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟



دوستان این تست نه سر کاریه نه چیزی  تست هوش هست که هر سوال باید کمتر از 30 ثانیه جواب بدید عکس العمل سریع در این تست خیلی مهمه جالب وقتی جواب تست رو بیبنید و با جواب خودتون مقایسه کنید 

 

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش

7 تا و بیشتر دانش اموز دبستان

6 تا دانش اموز دبیرستان

5 تا دانشجو

2-3 استاد دانشگاه

1 مدیران ارشد



 

پاسخ تست ها

1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند

2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)

3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که

ساعت 9 شب است

4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)

5- او 9 گوسفند خواهد داشت

6- کبریت

7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد

8- همان2 سیب

9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)

10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:50  توسط نوشین  | 

عشق

 

یه گوشه ای نشستم واسه دلم می نویسم

بغض دلمو شکسته می خوام تنها بمونم

یادم میاد یه روزی دنیام عوض شد انگار

تا زول زدم تو چشمات برای اولین بار

تو بودی تک درختی تو کویر قلبم

برای قلب خسته ام بودی عزیز و همدم

اما چه زود گذشتن روزای آشنایی

ببین که سرنوشتم چه ساده شد جدایی

ای آشنا عزیزم تو فکرمی میدونم

منم با چشم گریون تو حسرتت می مونم

نامردما نذاشتن تو مال من بمونی

تو رو ازم گرفتن نمود ازت نشونی

چه کنم تو این شبای بی ستاره چشم بارونی اون بر من بباره

چه کنم عزیز ناز مهربونم بتونه دستاشو تو دستام بزاره...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 14:25  توسط نوشین  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 14:24  توسط نوشین  |